مطالبه خسارت تاخیر تادیه و خسارت دادرسی از ورثه- ناخوانا بودن صورتجلسه دادگاه- ادای سوگند در دعوای بر میت

خلاصهٔ رأی

1- در دعوی مطالبه وجه از وراث متوفی، مطالبه خسارت تاخیر تادیه و خسارت دادرسی به علت عدم احراز تقصیر ورثه، قابل پذیرش نیست؛ زیرا اشتغال ذمه بدوا متوجه آنان نبوده که مرتکب تقصیر در پرداخت شده باشند. 2- ناخوانا بودن و بدخطی بیش از حد در صورتجلسه دادگاه، به طوری که قابلیت بهره برداری کامل قضائی نداشته و موجب تعذر سایر مراجع در مراجعه به آن شود، تخلف انتظامی محسوب و از موجبات تعقیب انتظامی است. 3- هرچند در دعوای برمیت، پس از اقامه بینه، سوگند خواهان لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط می شود اما الزام فوق، برای تردید حاکم در بقاء دین است و مقنن ، دادگاه را در باب آن مخیر نموده است.

متن کامل

رأی دادگاه بدوی در خصوص دادخواست خواهان آقای م. ل.پ. بطرفیت وراث مرحوم خ. ن. بنام های خانمها س. و ن. همگی ن. بخواسته مطالبه مبلغ 80/000/000 ریال و کلیه خسارات قانونی و تامین خواسته ، نظر به اینکه محکمه در تاریخ 1392/5/26 در باب تامین خواسته اتخاذ تصمیم نمود لکن خواهان اقدامی ننموده به همین جهت قرار رد صادر می نماید و در باب اصل خواسته خواهان به سند عادی استناد و کپی مصدق آنرا ضمیمه لکن خواندگان علی رغم ابلاغ تعرضی ننموده اند و به همین جهت دادگاه وفق ماده 198 قانون آئین دادرسی مدنی دعوی خواهان را پذیرش داشته و حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 80/000/000 ریال بابت اصل خواسته مبلغ1671000 ریال بابت هزینه دادرسی و محاسبه خسارت وفق ماده 522 قانون مذکور از ماترک مورث شان در حق خواهان صادر می نماید رای صادره غیابی و پس از ابلاغ ظرف 20 روز قابل واخواهی در این شعبه سپس ظرف 20 روز قابل اعتراض در محکمه محترم تجدید نظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ملکوتی شماره پرونده : 9209980229100481 شماره دادنامه : 9309970229101308 تاریخ : 1393/12/02 رای دادگاه در خصوص دادخواست واخواهی واخواه آقای ن. ن. ق. بطرفیت واخوانده آقای م. ل.پ. بخواسته واخواهی از دادنامه غیابی شماره 920001027 شعبه 31 تهران، نظر به اینکه واخواه ادله متقنی که موجب گسستن دادنامه غیابی موصوف گردد تعرفه ننموده و محکمه هم دلیلی بر نقض آن مشاهده نمی نماید و به همین جهت دادگاه برابر شرح فوق واخواهی واخواه را پذیرش نداشته و ضمن رد واخواهی واخواه حکم به تایید تمامی مفاد دادنامه فوق الاشاره صادر می نماید رای صادره پس از ابلاغ ظرف 20 روز قابل اعتراض در محکمه محترم تجدید نظر تجدید نظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ملکوتی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای ن. ن. ق. به طرفیت اقای م. ل.پ. از دادنامه شماره1308 مورخ 1393/12/2صادره از شعبه محترم 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران که طی آن رای غیابی 1027 آن شعبه مبنی بر محکومیت تجدیدنظر خواه و شخصی دیگر به پرداخت مبلغ 80/000/000 ریال و خسارات در حق تجدیدنظرخوانده تائید گردیده و اکنون تجدیدنظر خواه مدعی است به جهت اینکه از مورث وی به عنوان مدیون اصلی ماترکی باقی نمانده لذا تعهدی به پرداخت دیون متوفی ندارد و تجدیدنظر خوانده در لایحه پاسخ به تجدیدنظرخواه مدعی وجودماترک گردیده هرچند صورت جلسات رسیدگی توسط دادگاه محترم بدوی به علت ناخوانا بودن و بدخطی بیش از حد دادرس محترم قابلیت بهره برداری کامل قضائی را نداشته و چنین رسم الخطی موجب تعذر سایر مراجع در مراجعه به آن می گردد و ضمن اینکه تخلف انتظامی محسوب و از موجبات تعقیب انتظامی است امکان کشف حقیقت و اطلاع از اظهارات اصحاب پرونده و اتخاذ تصمیمات دادگاه را دچار اشکال می سازد که بهتر است دادرس محترم دادگاه تغییری در آن ایجاد نماید ولی با توجه به این رای تجدیدنظر خواسته بر اساس قواعد واصول حقوقی و متکی به ادله اثباتی صادر گردیده وادعای تجدیدنظر خواه قابلیت پذیرش را ندارد زیرا برابر ماده 225 و 248 قانون امور حسبی تصفیه دیون از محل ترکه صورت می گیرد لذا تجدیدنظر خواهی را از این حیث وارد ندانسته النهایه با عنایت به اینکه تجدیدنظر خواه مدعی وجود ورثه دیگری به جز خود و خواهرش نمی باشد میزان تعهد پرداخت دین توسط وی به میزان سهم الارث بوده و رای تجدیدنظر خواسته را ازاین حیث با اصلاح بعمل آمده به استناد مواد 348 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی تائید می نماید ولی تجدیدنظر خواهی نسبت به خسارت دادرسی و تاخیر تادیه را پذیرا است زیرا اشتغال ذمه بدوا بر عهده تجدیدنظر خواه نبوده تا ولی مرتکب تقصیری در پرداخت گردیده باشد لذا به جهت عدم احراز تقصیر موضوع ماده 515 قانون فوق و در باب خسارت تاخیر تادیه نیز نظر به این به شرح فوق شرایط ماده 522 این قانون فراهم نبوده لذا ضمن نقض حکم به بی حقی خواهان اولیه صادر و اعلام می دارد. متذکر می شود هرچند برابر ماده 278 این قانون در دعوای برمیت پس از اقامه بینه سوگند خواهان لازم است و در صورت امتناع از سوگند حق وی ساقط می شود ولی نظر به اینکه حکم الزام فوق برای تردید حاکم در بقاء دین است که مقنن در ماده 1333 قانون مدنی دادگاه را در باب آن مخیر نموده و حکم شماره 165 مورخ 1329/10/19 شعبه محترم چهارم دیوان عالی کشور نیز مفید همین معنی است لذا دادگاه به اتیان سوگند خواهان به بقاء دین الزامی رای حضوری و قطعی است. شعبه 62 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشار سید قاسم بنا خسروی - یوسف یعقوبی محمود آبادی