لزوم تصدیق امضاء موکل در وکالت نامه
خلاصهٔ رأی
صرف عدم ارائه دلیل بر مالکیت و یا عدم ارائه اذن فروش از سوی مالک،کافی برای تشکیل ارکان جرم فروش مال غیر نخواهد بود.
متن کامل
رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام آقای الف. فرزند ح. متولد 1356، متأهل، فاقد سابقه کیفری، آزاد به قید معرفی کفیل، دایر بر کلاهبرداری موضوع کیفرخواست شماره2070 مورخه 23/5/91 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه پنج صادقیه تهران، دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و با توجه به شکایت شاکی آقای م. و گزارش مرجع انتظامی و گواهی گواهان و با توجه به اظهارات خ.ک. (صاحب امتیاز حق مسکن کارکنان سازمان خ.) و اینکه متهم دلایل و مستنداتی مبنی بر مالکیت یا اذن از مالک به دادگاه ارائه و تقدیم ننموده و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده مجرمیت نام برده را محرز دانسته و به استناد ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام و ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب 1308، وی را به تحمل یک سال حبس و استرداد مال مأخوذه در حق شاکی و پرداخت جزای نقدی معادل مال مأخوذه به مبلغ یک صد و چهل میلیون ریال درحق صندوق دولت محکوم می نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه1172دادگاه عمومی جزایی تهران - حسین زاده رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای الف. با وکالت آقای م. نسبت به دادنامه شماره 200677 مورخ 19/7/1391 شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن نام برده به شرح مندرجات رأی مذکور به اتهام کلاهبرداری از طریق فروش مال غیر به تحمل یک سال حبس تعزیری و رد مال مأخوذه (حاصل فروش ملک مورد ادعای شاکی خصوصی آقای م.خ. و پرداخت معادل آن وجه به مبلغ یک صد و چهل میلیون ریال جزای نقدی به صندوق دولت دادگاه با توجه به مفاد شکایت مطروحه و اظهارات وی و مفاد اظهارات و مدافعات تجدیدنظرخواه در مقام بازجوئی از وی در مرحله بدوی ضمن ادعای اینکه صاحب امتیاز ملک مدارک خود را به او تسلیم نموده و چون بعداً با انجام معامله موافقت ننموده است معامله در آن قسمت فسخ شده است و همچنین مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تقدیمی وسیله وکیل وی و نظر به اینکه محتویات پرونده حکایتی از وجود دلیلی که به طور قطع و یقین دلالت بر تحقق ارکان متشکله اتهام منتسب به تجدیدنظرخواه بنماید ندارد و با التفات به اصل لازم الرعایه برائت و فقد وصف جزایی موضوع شکایت مطروحه دادگاه با موجه تشخیص دادن تجدیدنظرخواهی مستنداً به مدلول تبصره اول ذیل ماده 22 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و مدلول تبصره چهارم قسمت ب ذیل ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته حکم بر برائت آقای الف.ر. از اتهام کلاهبرداری در این پرونده صادر می نماید. این رأی قطعی است مستشاران شعبه 48 دادگاه تجدید نظر استان تهران کریمی یزدی ـ شعبانلو