فسخ نکاح به سبب عقب ماندگی ذهنی زوجه

خلاصهٔ رأی

نظر به اینکه اختلال عقب ماندگی ذهنی از مصادیق جنون نیست، لذا درخواست فسخ نکاح به علت مذکور، محکوم به بطلان است.

متن کامل

رأی خلاصه جریان پرونده آقای س.ح. د.خ. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به طرفیت خانم م. ک. تقدیم و در شرح خواسته بیان داشت خوانده دارای مشکلات روحی و روانی است که در موقع ازدواج از من مخفی کرد و تازه مطلع شدم و برابر ماده 1121 قانون مدنی تقاضای فسخ نکاح از باب جنون دارم ص11 . در جلسه دادگاه خواهان بیان داشت که ده ماه است با خوانده ازدواج کردم و چهار ماه است عروسی کردم متوجه شدم این خانم شیرین عقل است خوانده بیان داشت که من با طلاق مخالفم من می گویم طلاق نده درست است دکترها گفته اند بچه شما ممکن است ناقص باشد و مریض ولی بچه نمی خواهم طلاق نمی خواهم زندگی می خواهم ص25 . گواهی پزشکی قانونی حکایت از پایین بودن بهره هوشی عقب ماندگی ذهنی خفیف دارد ص28 . در گواهی پزشکی دیگر اعلام شد که عقب ماندگی ذهنی از مصادیق جنون نمی باشد ص32 . دادگاه شعبه اول حقوقی شاهرود طی دادنامه شماره 1061 مورخ 94/11/5 با استدلال و استناد به گواهی پزشکی که اختلال عقب ماندگی ذهنی از مصادیق جنون نمی باشد حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح صادر کرد ص35 . پس از ابلاغ رأی نسبت به آن از ناحیه زوج اعتراض و پرونده به شعبه 5 تجدید نظر استان سمنان ارجاع گردید ص38 و شعبه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 1349 مورخ 94/12/12 با بیان اینکه علاوه بر استدلال دادگاه بدوی نظر به اینکه تجدیدنظر خواه اعلام داشته چهار ماه قبل از طرح دعوی متوجه بیماری خوانده شدم و به فوریت از حق فسخ استفاده نکرد و این موضوع موجب سقوط حق فسخ است در نهایت رأی بدوی را تأیید کرد ص47 . پس از ابلاغ رأی نسبت به آن از سوی زوج فرجام خواهی شد و در لایحه آمده است هر چند پزشکی قانونی عقب ماندگی ذهنی از مصادیق جنون نمی باشد لکن والدین زوجه این عقب ماندگی را از من پنهان داشته اند و موجب اغفال من شدند لذا از مصادیق 1128 قانون مدنی است و در صورت لزوم تقاضای اخذ نظریه پزشکی مجددا دارم ص51 . زوجه در پاسخ بیان داشت بعد از ازدواج و شروع زندگی ناسازگاری شروع شد و چند مرتبه مرا از خانه بیرون کرد که با وساطت اطرافیان خودم و همسرم قضیه حل می شد همسرم مرا به جنون و عقب ماندگی ذهنی متهم می کند و اینکه چرا کتمان کردم در حالیکه عقب ماندگی ذهنی موضوعی نیست که قابل کتمان باشد من در مدارس عادی و دولتی تا پنجم ابتدایی با نمرات متوسط درس خواندم و قبول شدم این اتهام عقب ماندگی را حتی والدین همسرم نیز قبول ندارند و خود وی هم می داند که عقب ماندگی ذهنی ندارم هدف وی نپرداختن مهریه است در این چند ماه زندگی زوج چنان زندگی را بر من سخت گرفت که مجبور شدم دادخواست طلاق بدهم همسرم قبلا مواد مصرف می کرد و الان گرچه می گوید ترک کردم لکن پرخاشگری و نزاع و درگیری با دیگران از آثار آن مواد است همسرم بی سواد است و تنها اسم خود را با ترسیم خطوط می نویسد حتی قادر نیست از دستگاه خودپرداز پول بگیرد اما در عین حال من صبوری به خرج دادم تا زندگی ادامه پیدا کند ص56 . پرونده پس از سیر مراحل قانونی به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شد اکنون با تهیه گزارش لازم معد برای صدور رأی مقتضی می باشد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای یوسف هاشم پور عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 1349 - 94/12/12 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور شعبه با التفات به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین بر دادنامه فرجام خواسته ایرادی وارد نمی باشد مستندا به ذیل ماده 370 ق.آ.د.م دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد و مقرر می دارد پرونده به مرجع تجدیدنظر عودت داده شود. جعفر الهی (رئیس) یوسف هاشم پور (عضو معاون)