طرح دعوای جدید در مرحله اعتراض ثالث

خلاصهٔ رأی

در دعوای اعتراض ثالث، معترض ثالث تنها می تواند نقض رأیی که حقوق وی را تضییع کرده خواستار شود و طرح دعوای دیگر در مرحله اعتراض ثالث موجه نیست.

متن کامل

رأی دادگاه بدوی در خصوص دادخواست خواهان خانم م.ع. با وکالت آقای ح.الف. به طرفیت خواندگان خانم ز.ر. و آقای پ.ع. به خواسته اعتراض ثالث مبنی بر ابطال مبایعه نامه 30/2/88 و کلیه خسارات قانونی، نظر به اینکه در پرونده کلاسه 31/880133 خوانده دوم به عنوان خواهان به تاریخ 9/3/88 دادخواست به طرفیت خوانده اول به استناد سند عادی مورخ 30/2/88 به خواسته دستور موقت و الزام به تنظیم سند و تخلیه و تحویل تقدیم که محکمه طی دادنامه شماره 880418 به تاریخ 28/6/88 حکم به الزام تنظیم سند رسمی رقبه موصوف به فی مابین مادر و پسر یعنی خواندگان اول و دوم بوده صادر می نماید و خواهان این پرونده که به عنوان فرزند دیگر خوانده اول بوده به عنوان معترض ثالث نسبت به دادنامه مزبور تقدیم و وکیل وی در شرح دادخواست و اظهارات جلسه دادرسی به عدم حضور خوانده دوم در ایران و مالکیت موکلش از ناحیه خوانده اول اذعان و برابر سند ابرازی خوانده دوم آن را ناصحیح و ثمن معامله را مجعول بیان که محکمه در تصمیم مورخ 4/4/92 استعلام از اداره گذرنامه مبنی بر وضعیت حضور یا عدم حضور خوانده دوم نمود و به تمامی مسجلین سند عادی ابرازی را در جلسه دادرسی از ناحیه خوانده دوم حاضر شود و این امر به خود وی ابلاغ واقعی شد و در جلسه دادرسی خوانده دوم فقط بنگاه دار را حاضر و دیگر مسجلین را حاضر ننموده و پاسخ استعلام مبنی بر حضور خوانده از کشور امارات در تاریخ 30/2/88 ساعت 15/2 به ایران بوده است و اظهارات بنگاه دار اخذ و به صراحت اعلام هیچ پولی در بنگاه ردّ و بدل نشده و وقت موضوع چک شماره . . . موصوف. و اجاره نامه مورخه 25/1/88 از ناحیه وکیل خواهان از خوانده اول می شود خوانده اول فقط پاسخ می دهد مالک می باشد و خوانده دوم در خصوص ثمن معامله آن را رابطه مادر فرزندی و امر داخلی بیان که هستی خوانده به ربط نداشتن این موضوع ثمن به محکمه اعلام نمود حالیه محکمه با توجه به شرح فوق ادعای خواهان معترض ثالث را پذیرش نموده و زیرا وقوع عقد بیع ادعای فی مابین خواندگان را احراز ننموده و برعکس به واسطه اقدامات خود خوانده اول برابر شرح بیان شده مؤثر وکیل خواهان نسبت به شخص خواهان و مدارک ابرازی مالکیت خواهان در مانحن فیه استقرار یافته هست و لذا دادگاه ضمن نقض دادنامه شماره 8809970229100418-28/6/88 حکم به ابطال مبایعه نامه مورخ 30/2/88 صادر می نماید و همچنین خواندگان را بالمناصفه محکوم به پرداخت حق الوکاله وکیل برابر تعرفه و مبلغ 1165000 ریال هزینه دادرسی در حق خواهان معترض ثالث صادر می نماید رأی صادره حضوری و پس از ابلاغ ظرف 20 روز قابل اعتراض در محکمه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ ملکوتی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در این پرونده آقای پ.ع. و خانم ز.ر. به طرفیت خانم م.ع. با وکالت آقای ح.الف. از دادنامه شماره 00548 مورخ 18/4/92 شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران تجدیدنظرخواهی کرده است. به موجب دادنامه مذکور تجدیدنظر خوانده دادخواستی مبنی بر اعتراض ثالث به دادنامه شماره 00418 مورخ 28/6/88 آن دادگاه که به موجب آن حکم بر الزام خانم ز.ر. به تنظیم سند رسمی پلاک مورد ترافع از آقای پ.ع. صادر گردیده و ابطال مبایعه نامه مورخ 30/2/88 فی مابین تجدیدنظرخواهان تقدیم و دادگاه النهایه به شرح دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به ابطال مبایعه نامه مذکور و نقض دادنامه 0418- صادر می نماید. دادگاه با بررسی اوراق پرونده و لوایح ابرازی تجدیدنظرخواهان و وکیل تجدیدنظر خوانده دادنامه تجدیدنظر خواسته را مخدوش و مقتضی نقض می داند زیرا 1) مستند تجدیدنظر خوانده برای طرح دعوا سند رسمی 244192 بوده که به شرح دادنامه شماره 009 مورخ 21/1/90 شعبه 32 دادگاه عمومی حقوقی تهران و دادنامه قطعی شماره 0191 مورخ 24/2/92 شعبه 49 دادگاه تجدیدنظر استان تهران سند مذکور ابطال گردیده است و با این وصف در زمان تقدیم دادخواست اعتراض ثالث (8/3/92) سند مذکور به موجب حکم قطعی شعبه 49 دادگاه تجدیدنظر استان تهران باطل بوده است 2) صرف نظر از آنکه دلایل کافی رأی صدور حکم بر ابطال مبایعه نامه 30/2/88 ارائه نگردیده است اساساً در دعوای اعتراض ثالث معترض ثالث تنها می تواند با ادعای تضییع حق در رأی که در دادرسی آن شرکت نداشته نقض آن را خواستار گردد و طرح دعوای دیگر در دعوای اعتراض ثالث موجه نمی باشد لذا با انطباق جهت تجدیدنظرخواهی با بند ج و ه ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و به استناد ماده 358 قانون مرقوم ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته در رابطه با اعتراض ثالث حکم به ردّ آن و در رابطه به دعوای ابطال مبایعه نامه قرار ردّ آن صادر و اعلام می گردد. این رأی قطعی است. رئیس شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه اهوارکی ـ رمضانی