دعوای بطلان بیع با وجود اقرار به دریافت ثمن

خلاصهٔ رأی

دعوای ابطال مبایعه نامه به علت فقدان تعیین ثمن، در فرضی که در مبایعه نامه فروشنده اقرار به دریافت نقدی آن نموده است، پذیرفته نمی شود.

متن کامل

رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی خواهان آقای الف. با وکالت آقای م.ه. به‌طرفیت خواندگان 1- ب. با وکالت آقای ب.ح. 2-ج. با وکالت خانم ر.ک. 3-ت. به خواسته صدور حکم مبنی بر ابطال مبایعه‌نامه عادی تنظیمی فی‌مابین خواندگان ردیف اول و دوم به لحاظ فقدان ثمن در معامله و فضولی بودن آن و اثبات وقوع عقد بیع با توجه به اقرار فروشنده به شرح مندرج در دادخواست. خوانده ردیف دوم با حضور در جلسات رسیدگی خواسته خواهان را تأیید و اظهار داشته: من آپارتمان را در قبال دریافت مبلغ چهل میلیون ریال به خواهان فروخته‌ام و هیچ‌گونه بیعی با خوانده ردیف اول نداشته‌ام و صرفاً به اصرار مادر خواهان مبنی بر اینکه خواهان در خارج از کشور نیاز به پول دارد و باید ملک از طریق وکالت‌نامه موجود فروخته شود مرا متقاعد کردند که بیع نامه خانم خ.ص. را امضاء کنم که من اجازه ندارم ثمن را قید نمایم چون هیچ پولی به من داده نشده بود و هیچ توافق واقعی در خصوص بیع صورت نگرفت. سایر خواندگان در مقابل خواسته خواهان ایراد یا دفاعی ارائه ننموده‌اند. نظر به محتویات پرونده ازجمله مفاد اظهارات طرفین به شرح دادخواست مذکور و همچنین مفاد دادنامه شماره 832 مورخ 1387/10/29 صادره از شعبه 107 دادگاه عمومی حقوقی تهران‌که در دادنامه مذکور ضمن اشاره به عدم ارائه مبایعه‌نامه‌ای از سوی خانم خ.ص. و آقای پ.ن. حکم به ابطال وکالت‌نامه تنظیمی از سوی آقای پ.ن. به خانم خ.ص. با این استدلال که آقای پ.ن. سابق بر این سند وکالت ملک موضوع وکالت را به آقای م.ق. واگذار و وکالت‌نامه‌ای نیز به نام آقای ق. تنظیم و حق عزل را برای مدت سی سال از خود سلب و ساقط نموده، صادر نموده و از سوی دیگر باملاحظه مبایعه‌نامه عادی تنظیمی میان خانم ص. و آقای پ.ن. ملاحظه می‌گردد که در سند مذکور ذکری از ثمن نشده است و تعریف عقد بیع نیز تملیک عین به‌عوض معلوم است که در ما نحن فیه عوض مفقود است. بنابراین دادگاه دعوی خواهان را وارد دانسته، مستند به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10و 183 و 190و 338و 339و 362 قانون مدنی ضمن احراز تحقق عقد بیع فی‌مابین خواهان و آقای پ.ن. در خصوص امتیاز یک واحد آپارتمان احداثی در پلاک ثبتی .../... واگذاری شرکت ت. و مالکیت خواهان نسبت به امتیاز آپارتمان مذکور حکم به ابطال مستند عادی (بیع نامه ) تنظیمی فی‌مابین خوانده ردیف اول و دوم به جهت مذکور در فوق صادر و اعلام می‌نماید. دادگاه دعوی خواهان را متوجه خوانده ردیف سوم ندانسته، مستند به ماده 89 ناظر بربند 4 ماده 84 قرار رد دعوی خواهان را نسبت به خوانده مذکور صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل‌اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. رئیس شعبه 109 دادگاه عمومی حقوقی تهران راستیان نیا رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ب.ح. به وکالت از خانم خ.ص. به‌طرفیت آقایان م.ق. و پ.ن. و ت. نسبت به بخشی از دادنامه شماره 00988 مورخ 92/9/19 شعبه 109 دادگاه عمومی حقوقی تهران‌که به‌موجب آن در مورد دعوی آقای م.ق. مبنی بر ابطال مبایعه‌نامه عادی تنظیمی فی‌مابین خ.ص. و پ.ن. به جهت فقدان ثمن معامله در متن مبایعه‌نامه و فضولی بودن آن و اثبات وقوع عقد بیع بین آقای م.ق. و پ.ن. حکم به ابطال بیع نامه تنظیمی بین خانم خ.ص. و پ.ن. صادرشده است. دادگاه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین در وقت مقرر در این مرحله، درمجموع با این استدلال که به‌موجب قرارداد عادی مورخ 1382/6/3 آقای پ.ن. کلیه حق‌وحقوق فعلی و یا آتی در خصوص عرصه و مشاعات قرارداد واگذاری معاونت زمین و مسکن ... به شماره مسلسل 602045 از پلاک ثبتی ../.. واقع در ... به مساحت 85 مترمربع را به خانم خ.ص. واگذار نموده و طی آن فروشنده اقرار به دریافت نقدی ثمن معامله از خریدار کرده است. بعلاوه اینکه ضمن آن اقرار به عدم واگذاری مورد معامله تا تاریخ 1382/6/3 به فرد دیگر نموده و مسئولیت جبران خسارت و ضرر و زیان در صورت کشف فساد را عهده‌دار شده و کلیه خسارات را اسقاط نموده‌اند. که با توصیف فوق اساساً ادعای خواهان بدوی به خواسته ابطال مبایعه‌نامه به جهت عدم درج ثمن معامله در متن قرارداد وارد نبوده، زیرا با اقرار فروشنده به دریافت نقدی ثمن معامله، درواقع اراده طرفین بر تعیین مبلغ بابت ثمن استقرار یافته و متعاقباً پرداخت و از سوی فروشنده اعلام وصول‌شده است و عدم درج ثمن موجب فساد عقد بیع نبوده، مضافاً به اینکه به دلالت قرارداد موجود در ت. تشریفات نقل‌وانتقال امتیاز واحد خریداری‌شده به نام خریدار ( تجدیدنظرخواه) رعایت و ثبت‌شده است که موارد فوق همگی دلالت بر صحت معامله فی‌مابین تجدیدنظرخواه و آقای پ.ن. داشته، درحالی‌که مدارک ارائه‌شده از سوی خواهان‌های بدوی مثبت مالکیت آنان نمی‌باشد. بنابراین با پذیرش تجدیدنظرخواهی، مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر و اعلام می‌نماید. در مورد تجدیدنظرخواهی به‌طرفیت شرکت ت.، ازآنجاکه خواسته خواهان بدوی به‌طرفیت شرکت مزبور منتهی به صدور قرار رد دعوی شده است. لذا در این قسمت ضرری متوجه تجدیدنظرخواه نبوده، برابر ماده 26 [قانون] تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر و اعلام می‌شود. این رأی قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران قمری - نوری نجفی