درخواست اعاده دادرسی به استناد دادنامه غیرقطعی صادره از دادگاه حقوقی

خلاصهٔ رأی

درخواست اعاده دادرسی به استناد دادنامه غیرقطعی صادره از دادگاه حقوقی،قابل پذیرش نیست.

متن کامل

رأی خلاصه جریان پرونده مطابق با دادنامه شماره 940565-94/4/15 شعبه چهاردهم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان که در مقام تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره 931115-93/9/23 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی ل. مورد تأئید قرار گرفته است آقای ب. ط. به اتهام تصرف عدوانی یک قطعه مورد ادعای شاکی علاوه بر رفع تصرف به پرداخت مبلغ 720/000 ریال جزای نقدی محکوم گردیده است محکوم‌علیه قبلاً با تقدیم درخواستی به دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی داده بود که برابر دادنامه شماره 941190-94/6/22 شعبه چهلم دیوان عالی کشور تقاضای مزبور مردود اعلام شده است. محکوم‌علیه مجدداً با تقدیم درخواستی به دیوان عالی کشور که به این شعبه ارجاع شده است تقاضای اعاده دادرسی نموده است و توضیح داده که در تاریخ 94/6/31 نزد ریاست محترم دادگستری استان مراجعه و وی نامه‌ای به رئیس دادگستری ل. در مورد پرونده قضایی اینجانب که شاکی آن شخصی به نام ع. د. می‌باشد، تخلفاتی از بدو تشکیل پرونده مشاهده گردیده که پیوست می‌گردد و اضافه کرده که شاکی قبلاً دارای پرونده‌ای در شعبه دوم دادگاه حقوقی ل. بوده و وی طبق دادنامه شماره 920223-92/5/21 که شهرداری بابت 463/75 مترمربع از بابت املاک و اراضی مورد نیاز شهرداری مصوب سال 1370 جهت پرداخت بهای عادله به محکومیت شهرداری صادر گردیده و رأی فوق که پیوست می‌باشد ولی هنوز رأی قطعی صادر نشده است و طبق نامه دادستانی نیز از اینکه شهرداری در رأی بدوی و اینکه سال‌ها از اجرای طرح فوق گذشته و دکه فوق در محل عبور عام بوده و شاکی از ابتدای تشکیل پرونده شخصی دیگر را به عنوان مستأجر بنده به دادگاه برده و در گزارش پاسگاه عمداً نام اینجانب اشتباه برده شده است و بدون اینکه مهلت اجرای حکم سپری گردد نسبت به اجرای حکم اقدام شده است و از این جهات تقاضای اعاده دادرسی نموده است.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر... با توجه به عدم انطباق درخواست با موارد قانونی اعاده دادرسی، صدور رأی مقتضی مورد تقاضا است درخصوص دادنامه شماره 940565-94/4/15 مشاوره نموده چنین رأی می ‌‌‌‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور اولاً: در نامه دادستان ل. و یا نامه‌ای که محکوم‌علیه برای ریاست کل دادگستری استان نوشته و ایشان در حاشیه آن شرحی نوشته است هیچگونه واقعه جدیدی وجود ندارد که موجبات اعاده دادرسی را فراهم نماید. ثانیاً: عمده مدارکی که متقاضی برای اعاده دادرسی تقدیم نموده است مربوط به قبل از صدور رأی قطعی بوده که به آ‌ن‌ها نیز دسترسی وجود داشته است ثالثاً: دادنامه دادگاه حقوقی ل. نیز قطع نظر از اینکه آیا درخصوص موضوع مؤثر است یا خیر چون همچنان غیرقطعی است نمی‌تواند به عنوان واقعه جدیدی تلقی شود رابعاً: بعضی از مطالب محکوم‌علیه دفاع در ماهیت موضوع می‌باشد که در مقطع اعاده دادرسی موجبی برای بررسی این دفاعیات نمی‌باشد و چون تقاضای مزبور با هیچیک از بندهای مختلف ماده {۴۷۴} قانون آئین دادرسی کیفری انطباقی ندارد مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و مردود اعلام می‌گردد. شعبه 40 دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون محمد بارانی - علی اکبری