حدود اختیار کارآموز وکالت در طرح دعوی
خلاصهٔ رأی
در صورتی که مرجع تجدیدنظر از احکام صادره در دعاوی مطروحه توسط کارآموز وکالت، دادگاه های تجدیدنظر استان باشد صرف امکان طرح موضوع در مقام فرجام خواهی در دیوان عالی کشور نمی تواند حق طرح دعوی را از کارآموز وکالت ساقط نماید.
متن کامل
رأی دادگاه بدوی در خصوص دعـوی خواهـان بانـک س. با وکالـت آقـای م.م. به عنوان کارآموز وکالت و به طرفیت خواندگان 1ـ م. 2ـ ح. ۳ ـ س. هر سه ز. و به خواسته مطالبه مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال به علت عدم پرداخت وجه سفته ها و صدور حکم مسئولیت تضامنی و صدور قرار تأمین خواسته و مطالبه خسارت قانونی با التفات به اوراق پرونده بالاخص دادخواست تسلیمی، معلوم می شود که آقای م.م. کارآموز وکالت اقامه دعوی نموده و دادخواست توسط ایشان امضا شده است که مطابق تبصره 3 از ماده 6 قانون کیفیت أخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب 17/1/1376 کارآموزان وکیل قبل از أخذ پروانه وکالت حق وکالت در دعاویی که مرجع تجدیدنظر آن ها دیوان عالی کشور است ندارد در واقع مراد قانون این نبوده که چون مرجع تجدیدنظر آنها دیوان است حق دخالت ندارد بلکه مراد موضوع خواسته است به همین دلیل گرچه ممکن بود به جهاتی دعوایی در نهایت به دیوان مراجعه نشود، همین قدر که خواسته در حدی است که مرجع تجدیدنظر آن دیوان عالی معین شده است کارآموزان وکالت به طور قانونی حق وکالت ندارند از طرفی مطالبه بند الف ماده 367 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی در صورت وجود یکی از شقوق مندرج در بندهای یک و دو این قسمت و عدم درخواست تجدیدنظر رسیدگی به این گونه دعاوی در قالب فرجام خواهی در صلاحیت دیوان است، در نتیجه با توجه به موارد مذکور این می شود که خواسته خواهان بیش از مبلغ 20000000 ریال بوده (صرف نظر از صحت و سقم دعوی در ماهیت امر) و کارآموزان وکالت حق دخالت به عنوان وکیل در این گونه دعاوی را ندارند و لذا تقدیم دادخواست و اقامه دعوی که توسط کارآموز وکالت انجام شده وجاهت قانونی ندارد و در حقیقت کارآموز محترم مذکور سمت قانونی ندارد لذا به استناد بند 5 از ماده 84 ناظر به ماده 89 از قانون یاد شده قرار رد دعوی صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض و تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود. دادرس شعبه 177 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ حسینی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در مورد تجدیدنظرخواهـی بانـک س. با وکالـت آقـای س.م. به طرفیت خانم هـا م. و س. و آقـای ح. همگـی ز. نسبـت به دادنامه شماره 1095 ـ 21/12/91 شعبه 177 دادگاه عمومی حقوقی تهران، که به موجب آن قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه مبنی برمطالبه وجه شش فقره سفته جمعا به مبلغ دویست میلیون ریال به طرفیت تجدیدنظرخواندگان، که دادگاه محترم نخستین با این استدلال که دعوی توسط کارآموز وکالت از جانب بانک س. مطرح گردیده و به موجب تبصره 3 از ماده 6 قانون کیفیت أخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب 17/1/1376 مشارالیه حق طرح این گونه دعاوی را نداشته زیرا که مرجع تجدیدنظر این گونه احکام دیوان عالی کشور می باشد صادر شده، دادگاه اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص، زیرا دعوی مطالبه به خواسته دویست میلیون ریال از آن دسته دعاوی می باشدکه مرجع تجدیدنظر از احکام صادره در صلاحیت دادگاه های تجدیدنظر استان بوده و فرض طرح موضوع در مقام فرجام خواهی نمی تواند این صلاحیت و حق را ساقط نماید با این وصف دادگاه اعتراض را وارد تشخیص و به لحاظ مخدوش بودن قرار معترض عنه ضمن نقض آن مستندا به ماده 353 از قانون آیین دادرسی مدنی پرونده جهت ادامه رسیدگی ماهوی به دادگاه محترم صادرکننده دادنامه منقوض اعاده می گردد. این رأی قطعی است. رئیس شعبه 27 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه رجاء ـ عظیمی