جعل به عنوان مقدمه بزه کلاهبرداری

خلاصهٔ رأی

ارتکاب جعل به عنوان مقدمه بزه کلاهبرداری مجازات مستقل ندارد.

متن کامل

رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام 1- آقای ص.خ. فرزند ف.، متولد 1341، اهل قزوین، ساکن تهران، فاقد قرار تأمین (به علت عدم دسترسی) 2- خانم ل.ط. فرزند ق. متولد 1349، اهل ساوجبلاغ، ساکن تهران، فاقد قرار تأمین کیفری (به علت عدم دسترسی) هر دو نفر متهمند به مشارکت در کلاهبرداری به میزان 000/000/500/8 ریال و جعل و نیز نفر اول متهم است به سرقت، موضوع کیفرخواست شماره 002511 مورخه 28/6/91 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2 تهران، دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و با توجه به شکایت شکات 1- آقای غ.ص. 2- آقای ب.ف. و گزارش مرجع انتظامی و نیز با توجه به مستندات و دلایل ابرازی شکات مضبوط در پرونده و نیز با توجه به شهادت شهود تعرفه شده منعکس در پرونده و با احراز عمد عام در ارتکاب عملیات متقلبانه و قصد خاص در بردن مال غیر و ورود ضرر به شکات و با توجه به عدم حضور متهم در وقت رسیدگی دادگاه و عدم دفاع از خود علی رغم ابلاغ قانونی و مصون واقع شدن شکایت شکات از هرگونه ایراد و اعتراض و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده مجرمیت نامبردگان موصوف در کیفرخواست را محرز دانسته و به استناد مواد 533 و 535 و 661 و 667 و 42 و 47 قانون مجازات اسلامی و ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب 15/9/67 مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام و با رعایت ماده 46 قانون مجازات اسلامی و با رعایت قاعده تعدد معنوی که لزوماً مجازات جرمی که اشد می باشد لحاظ می گردد و هم چنین نیز دادگاه جرم جعل چک ها را مقدمه ارتکاب جرم کلاهبرداری دانسته، فلذا دادگاه با توجه به مراتب فوق الذکر هر یک از متهمین ردیف اول و دوم را جهت اتهام کلاهبرداری به تحمل سه سال حبس تعزیری و نیز هر یک از متهمین را مشترکاً و متضامناً به تحمل پرداخت و رد مال مأخوذه در حق شاکی آقای غ.ص. و نیز هر یک از متهمین را به تحمل پرداخت جزای نقدی معادل مال مأخوذه در حق صندوق دولت محکوم می نماید و هم چنین متهم ردیف اول را از جهت اتهام سرقت دسته چک شاکی (ب.ف.) به تحمل یک سال حبس تعزیری و تحمل شصت ضربه شلاق تعزیری و نیز رد اموال مسروقه در حق شاکی محکوم می نماید. رأی صادره غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین شعبه دادگاه می باشد و پس از انقضاء مهلت واخواهی ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ حسین زاده در خصوص واخواهی آقای ص.خ. فرزند ف. و خانم ل.الف. با وکالت م.م. نسبت به دادنامه 508/91/1173 دادگاه با توجه به محتویات پرونده و دفاعیات خانم ل.الف. و موجه بودن دفاعیات وی مستنداً به مادتین 217 و 218 و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض دادنامه فوق الذکر رأی بر برائت وی صادر و اعلام می نماید ولیکن دادنامه فوق الذکر را نسبت به محکوم علیه ص.خ. منطبق با محتویات پرونده و دلایل موجود دانسته و اقوی قرینه بر انتساب بزه به وی را سوابق وی در امر کلاهبرداری و واحد بودن روش و اقدامات متقلبانه وی در پرونده کلاسه 1174/92/973 دانسته خصوصاً دادنامه تأیید شده به شماره 763 مورخه 28/5/92 منضم پرونده فلذا دادگاه مستنداً به مادتین فوق الذکر رأی بر تأیید دادنامه فوق الذکر صادر و اعلام می نماید. رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد. دادرس شعبه 1172 دادگاه عمومی و جزایی تهران - منوچهری رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی ص.خ. نسبت به دادنامه شماره 1102 مورخ 19/11/1392 که در تأیید دادنامه غیابی شماره 917 مورخ 26/9/1391 صادره از شعبه 1172 دادگاه عمومی جزایی تهران اصدار یافته به موجب آن نامبرده به اتهام مشارکت در کلاهبرداری و سرقت موضوع شکایت غ.ص. و ب.ف. که از جهت کلاهبرداری به تحمل سه سال حبس تعزیری و رد مال مأخوذه (000/000/500/8 ریال) و نیز پرداخت جزای نقدی به میزان مال مأخوذه و از حیث سرقت به تحمل یک سال حبس تعزیری و 60 ضربه شلاق تعزیری و نیز رد اموال مسروقه در حق شاکی محکوم گردیده است؛ دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی نظر به این که ایراد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و نسبت به مبانی استدلال و نحوه استنباط دادگاه محترم بدوی خدشه و ایرادی وارد به نظر نمی رسد و دادنامه موصوف از حیث رعایت موازین دادرسی و مقررات شکلی نیز اشکال مؤثری ندارد. لذا ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی به استناد قسمت الف ماده 257 قانون مرقوم دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید و استوار می نماید. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 58 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه موسوی پور ـ بهارشاهی