تعیین دیه یا ارش به نحو کلی
خلاصهٔ رأی
دادگاه باید ضمن بیان هر آسیب و صدمه، دیه یا ارش مربوط به آن را به نحو جزیی و دقیق معین نماید و ذکر صدمات، دیه و ارش آن ها به نحو کلی، فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
رأی دادگاه بدوی درخصوص اتهام ع. ش. 50ساله اهل آبادان ومقیم اصفهان آزادباموقفی کفیل دائربه ایرادصدمه بدنی غیرعمدی بابی احتیاطی درامررانندگی نسبت به آقای ب. د. ،باعنایت به شکایت وکیل شاکی بنام ع. م. وگزارش اولیه مرجع انتظامی ونظریه های پزشکی قانونی واقرارصریح متهم دردادسرا وکیفرخواست صادره ازدادسرا ی ناحیه18 تهران وعدم حضورمتهم دردادگاه ودرنتیجه عدم دفاع وی نسبت به کیفرخواست صادره به نظربزهکاریش محرزومسلم بوده لذا مستندا"به ماده717قانون تعزیرات مصوب 1375 بارعایت ماده3قانون نحوه وصول برخی ازدرآمدهای دولت ومصرف آن درمواردمعین ومواد559و709قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392متهم موصوف رابه پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی بابت جنبه عمومی جرم وپرداخت ده درصد دیه کامل بابت سائیدگی جراحت های سمت چپ پیشانی،بینی،گونه چپ،چانه،سمت راست لب بالا،مخاط لب پایین،پشت دست چپ،آرنج دست چپ،قوزک خارجی پای چپ،زانوی چپ،ویک درصد دیه کامل بابت ارش آسیب نسج نرم ساعدراست ونیم درصددیه کامل بابت سائیدگی پهلوی چپ درحق شاکی خصوصی بابت جنبه خصوصی جرم محکوم می نماید.رای صادره غیابی بوده وظرف 20روزپس ازابلاغ قابل واخواهی دراین دادگاه وسپس ظرف 20روزقابل تجدیدنظرخواهی دردادگاه تجدیدنظراستان تهران می باشد. رئیس شعبه 1139 دادگاه کیفری 2تهران-ناصراسدی رأی دادگاه تجدیدنظر استان آقای ع. م. به وکالت از آقای ب. د. از دادنامه شماره 00507 مورخ 94/5/17 شعبه 1139 دادگاه کیفری دو تهران تجدیدنظرخواهی کرده است به موجب دادنامه موصوف آقای ع. ش. از حیث بزه ایراد صدمه بدنی غیرعمدی ناشی از بی احتیاطی در امر رانندگی به نحو غیابی به پرداخت دیه در حق تجدیدنظرخواه و پرداخت مبلغ یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است. تجدیدنظرخواه در ارتباط با صدمات دیگر خویش معترض می باشد، دادگاه با توجه به بررسی اوراق و مستندات پرونده به خصوص گواهی های پزشکی قانونی در این مرحله ایراد و اعتراض موثر و مدللی که موجب نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم کند مطرح نشده است درخواست تجدیدنظر با جهات ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری انطباق ندارد مهلت پرداخت دیه ظرف دو سال قمری از تاریخ وقوع حادثه می باشد و دادگاه بدوی می بایستی ضمن بیان هر آسیب و صدمه دیه یا ارش متعلقه به آن آسیب را معین می کرد و ذکر صدمات به نحو کلی و تعیین ده درصد دیه کامل به شرح مذکور در رأی بدوی صحیح نیست از این رو با رد تجدیدنظرخواهی به استناد بند الف ماده 455 قانون مرقوم و رعایت lواد 457 و 458 همان قانون، درخصوص جنبه عمومی جرم که بدون رعایت کیفیات مخففه از حداقل قانونی کمتر تعیین شده است و الحاق مواد 488 و 710 قانون مجازات اسلامی 1392 به متن دادنامه تجدیدنظرخواسته به شرح فوق دادنامه موصوف تائید و استوار می گردد. رأی صادره غیابی محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه می باشد. مستشاران شعبه 58 دادگاه تجدیدنظراستان تهران علی اصغر حسینی- یوسف رمضانی