تصمیم دادگاه در دعوی به طرفیت متوفی

خلاصهٔ رأی

چنانچه در زمان تقدیم دادخواست، خوانده در قید حیات نبوده باشد، دعوی خواهان مسموع نیست و درفرض رسیدگی دادگاه و صدور رای غیابی، دادنامه صادره در مرحله واخواهی از آنجا که برخاسته از دادخواست به طرفیت متوفی است، نقض و قرار عدم استماع دعوی صادر می شود.

متن کامل

رأی دادگاه بدوی در این پرونده ع.ه. ، م. ، ط. ، ش. با وکالت ع.الف. ج. و الف. آقا بیک برابر ۱- م. م. ۲ تا ۶- غ. ، ح. ، الف. ، ع. و ر. ب. از دادنامه ی ۱۵۱۷ - ۸۳/۱۲/۲۵ واخواهی و برآنند که دادخواست موضوع دادنامه ی یاد شده که محکومیت ح. و علی ش. را به تنظیم سند رسمی ششصد متر مشاع از پلاک ۱۸۴/۴۰ ق. آباد بخش ۱۱ در بردارد ، در سال ۱۳۸۲ تقدیم در حالیکه برابر گواهی انحصار وراثت 192 - 80/3/26 ح. ش. در ۱۳۷۹ مرحوم شده و دادخواست علیه متوفی انجام پذیرفته است وانگهی مستند خواهان ، سند عادی منتسب به مورث آنها « محسن ش. »; بوده که نامبرده همه اسناد را با اثر انگشت تایید می کرده ولی در اینجا امضاء به وی منتسب شده است . پاسخ وکیل واخوانده ی نخست این استکه : وکالتنامه وکلای واخواه بدون تاریخ می باشد ، گواهی حصر وراثت مرحوم ر. ب. پیوست نشده است ، حق الوکاله تعیین نشده است و ع.ه. ش. در پرونده ۸۶/۲۱۷ دادخواهی که هنوز به صدور رای نیانجامیده است . دادگاه با نگریستن به پاسخ وکلای واخواه به ایرادات شکلی وکالتنامه که در دادرسی ۹۴/۸/۱۷ آمده آنرا موثر در دادرسی نمی داند وانگهی چون ع.ه. ش. در پرونده ی یاد شده واخواهی نموده و هنوز به صدور رای نیانجامیده از اینرو دادخواست وی را مصداق مواد ۸۴ و ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی دانسته و قرار رد دعوی علی ش. صادر و اعلام می نماید . ازسوی دیگر چون دادنامه ی واخواسته جدای از درستی یا نادرستی سخن واخواه در ماهیت ، برخاسته از دادخواست برابر متوفی ح. ش. می باشد از اینرو واخواهی وراث وی م. و ط. ش. را درخور پذیرش دانسته و برگرفته از ماده ۲ و ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی ، با فسخ دادنامه ی واخواسته نسبت به مرحوم ح. ش. ، قرار عدم استماع دعوی خواهان م. م. نسبت به ح. ش. را صادر و اعلام می نماید . این رای حضوری و در بازه ی بیست روزه از ابلاغ تجدیدنظرپذیر در دادگاههای گرامی تجدیدنظر استان تهران است . رئیس شعبه ۹۰ دادگاه عمومی ( حقوقی) تهران- سیدعبدالله نبوی لولاکی رأی دادگاه تجدیدنظر استان درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. م. باوکالت آقای ح. ت.ک. بطرفیت1-آقای ع.ه. ش. 2-آقای م. ش. باوکالت آقای ع.الف. ج. وخانم الف. آقا بیک بشرح دادخواست تجدیدنظر نسبت به دادنامه شماره 720مورخ 1394/8/23 صادره درپرونده کلاسه شعبه90 دادگاه عمومی (حقوقی)تهران که متضمن صدور قرار عدم استماع دعوی تجدیدنظرخواه (ضمن نقض دادنامه غیابی بشماره1517-1383/12/25 مبنی برالزام به تنظیم سند رسمی یک قطعه زمین به مساحت 600 متر مربع پلاک ثبتی 40 فرعی از84 اصلی از شماره13 اصلی واقع در قریه ق. آباد شمیران بخش 11 تهران وتحویل مبیع) نسبت به مرحوم ح. ش. وقرار رد دعوای علی ش. بوده باعنایت به جمیع محتویات پرونده دادنامه بدوی مطابق با موازین قانونی و با رعایت اصول دادرسی صادرگردیده و اعتراض موجه و ایرادمؤثری که موجبات نقض و بی اعتباری آن را فراهم آورد دراین مرحله از دادرسی به عمل نیامده و موضوع تجدیدنظرخواهی با هیچیک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی مطابقت ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مقررات ماده358 قانون آئین دادرسی مارالذکر دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تأیید و استوار می نماید رأی صادر قطعی است. شعبه 33 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشار فرهادمرادی -​محمدجوادخیری