تدلیس در نکاح

خلاصهٔ رأی

عدم توانایی زوجه در باروری و بچه دار شدن از موارد فسخ نکاح نیست.

متن کامل

رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۸ اقای م. ع. بطرفیت همسرش خانم ع. ج. ا. دادخواستی بخواسته فسخ نکاح به جهت فریب و تدلیس در ازدواج و عدم شرط بنایی ( باکره بودن ) تقدیم نموده و توضیح داده که در فضای مجازی با خوانده اشنا شده و پس از مدتی به خانه پدری خوانده رفتیم و به پیشنهاد پدر خوانده برای اینکه شناخت بهتری نسبت به هم پیدا کنیم و هم چنین از نظر شرعی اشکالی نداشته باشد. در دفترخانه صیغه محرمیت ( موقت ) جاری نمودیم ولی بتازگی متوجه شدم که خوانده باکره نبوده و دارای فرزند از ازدواج اول خود بوده و این مورد را در این مدت اشنایی از من مخفی نموده و در تمامی مراحل و در حضور شاهدین خود را دوشیزه و باکره معرفی مینمودند لذا باستناد مواد ۱۱۲۸ و ۱۱۳۱ و ۱۱۲۰ قانون مدنی بدلیل فریب و تدلیس و عدم وجود شرط بنایی ( باکره بودن زوجه ) رسیدگی و صدور حکم به فسخ نکاح مورد استدعاست. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *برخوردار ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. اقای ع. ا. ا. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۳/۱۹ وکلای طرفین اعلام نموده اند در شعبه *دعاوی مبنی بر مطالبه مهریه و ثبت واقعه ازدواج مطرح و در حال رسیدگی می باشد. و این پرونده باید به ان دادگاه ارسال شود. و سرانجام دادگاه بموجب رای شماره *مورخ ۱۴۰۰/۳/۱۹ باستناد ماده ۱۳ قانون حمایت خانواده قرار عدم صلاحیت خود را به صلاحیت دادگاه خانواده شهرستان *صادر نموده و پس از وصول پرونده به دادگستری *حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد و دادگاه سرانجام بموجب رای شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۵ با اعلام اینکه دعاوی خانوادگی مطروحه از ناحیه زوجین در این دادگاه مختومه گردیده و در حال حاضر زوجین دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده له و علیه همدیگر در محاکم خانواده *ندارند لذا به استناد ماده ۱۱ قانون ایین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت خود را به اعتبار صلاحیت محاکم عمومی حقوقی شهرستان برخوردار صادر نموده و درنهایت شعبه *بموجب رای شماره *مورخ ۱۴۰۰/۶/۱۶ بلحاظ اختلاف حاصله فیمابین محاکم یاد شده اختلاف در صلاحیت محلی بوده نه ذاتی و مطابق ماده ۲۷ قانون ایین دادرسی مدنی مرجع حل اختلاف دادگاه تجدیدنظر استان می باشد. لذا پرونده را قابل طرح در دیوان عالی کشور ندانسته و به شعبه *اعاده نموده تا به مرجع تجدیدنظر استان ارسال دارند و پس از وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وجب رای شماره ۲۹۳۵ مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۰ با استدلال منعکس در ان با تایید صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی شهرستان برخوردار فیمابین محاکم یاد شده حل اختلاف نموده است.و متعاقب ان شعبه *برخوردار وارد رسیدگی شده و در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۹/۲۳ که با حضور وکلای زوجین تشکیل گردیده بدوا وکیل خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است.وکیل خوانده اظهار داشت در عقدنامه تصریح گردیده که زوجه مطلقه می باشد. و عقدنامه مذکور بامضای و تایید خواهان و شهود رسیده است.و سند مذکور در شعبه *در رابطه با مطالبه مهریه و ثبت واقعه ازدواج ارائه گردیده و خواهان عقدنامه مذکور را قبول داشته و هیچ اعای جعل و انکار و تردید نسبت به ان نداشته است.و اقای م. ع. به زوجه و خانواده اش اظهار داشته بود که اقای پ. ز. و ث. ش. قصد داشته اند یکی از بستگان خود را به عقد خود دراورند و اظهار داشتند چنانچه از شما راجع به ازدواج قبلی سوال کردن ازدواج قبلی را به انها نگویید که شهود باسامی س. و م. ج. و گ. م. ز. حاضر به ادای شهادت هستند و در روز عقد برابر فیلم هایی که موجود است.هیچگاه وجود فرزند و ازدواج قبلی از خواهان کتمان نشده است.وکیل خواهان اظهار داشت نسبت به مفاد عقدنامه عادی مورخ ۹۹/۴/۵ ادعای جعل دارم. و اقای ز. و خانم ش. هرگز درخواست چنین موردی برای اقای ع. نداشته اند و فیم ها و عکس های ارائه شده نمی تواند در اثبات این موضوع باشد. که موکل عارف درخصوص عدم باکره بودن و دارای فرزند باشند ، می باشد. و همگی موارد از موکل و سایرین که در جلسه حضور داشته اند کتمان نموده اند و سند عادی مورد ادعا بصورت سفید مورد امضای موکل و سایرین قرار گرفته است. دادگاه قرار استماع شهادت شهود طرفین دعوی را صادر نموده و در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۷ از دو نفر گواه خواهان باسامی پ. ز. و ع. م. ف. و دو نفر شاهد خوانده باسامی س. و م. ج. ا. در اوراق ۵۸ الی ۶۶ پرونده استماع گواهی بعمل اورده و متعاقبا وکیل خواهان در ارتباط با اظهارات شهود خوانده لایحه ای تقدیم نموده و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۳ با عنایت به اوراق پرونده از جمله اظهارات شهود خواهان و خواندگان خصوصا اینکه شهود خواهان صراحتا اعلام نموده اند که خانم ع. ج. به خاطر حیایی که داشتند درخصوص شرط بنایی صحبتی نکردند. و در جلسه و مراسم خواستگاری بطور علنی حرفی از باکره بودن یا نبودن خانم ع. ج. مطرح نشد و با عنایت به صیغه نامه عقد دائم که زوجه را مطلقه ذکر نموده است.و ملاحظه تصاویر پیوست پرونده که با حضور طرفین پرونده و والدین خوانده و فرزند ایشان می باشد. و با توجه به زمان وقوع عقد و زمان طرح دعوی فسخ نکاح ( زمان عقد ۱۳۹۹/۴/۵ و زمان طرح دعوی ۱۴۰۰/۲/۱۸ ) و اینکه حسب اظهارات خواهان در پرونده دادگاه خانواده ( مورخ ۱۴۰۰/۱/۱۵ ) زوجین ۵ ماه با همدیگر بوده اند و فوری بودن فسخ نکاح لذا دعوی خواهان را وارد ندانسته و باستناد ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل خواهان ( زوج ) در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۴ با اعلام اینکه طبق محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و مقاوله و گفتگو بین طرفین مبنی بر بکارت زوجه صورت نگرفته و وصف بکارت زوجه نیز بین زوجین شرط نشده و در فتوکپی مصدق سند عادی ۱۳۹۹/۴/۵ پیوست پرونده مبنی بر وجود علقه زوجیت بین طرفین ، زوجه صراحتا وصف مطلقه بودن را پذیرفته و در سند قید شده است.و از طرف تجدیدنظرخواه دلیلی بر ادعای جعل مفاد سند مذکور ارائه نشده است.لذا مستندا به مسیله ۱۴ کتاب تحریرالوسیله حضرت ا. خ. ( ره ) در قسمت خیار فسخ و تدلیس ( اگر مردی که میخواهد زنی را عقد کند معتقد باشد. که او فلان عیب و یا کمبود را که خیار اور نیست ندارد. و حال انکه خود زن و ولی او اطلاع دارند که چنین نقص و کمبودی در وی هست لیکن در موقع گفتگو و خواستگاری سکوت کنند نه زن بگوید که من فلان نقص را دارم. و نه ولی اش به مرد خبر دهد این سکوت تدلیس نیست و در جاییکه مرد معتقد است.نامزدش فلان صفت کمال را دارد. در حالیکه زن میداند که ندارد. و سکوت می کند بطریق اولی تدلیس نیست ) و ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتا تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۱/۳/۴ به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ ۱۴۰۱/۳/۲۴ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رای شعبه فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۳/۴ شعبه *که بموجب ان دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۳ صادره از شعبه *برخوردار متضمن حکم به رد دعوی خواهان ( فرجام خواه ) به خواسته فسخ نکاح بعلت فریب و تدلیس در ازدواج بجهت باکره نبودن زوجه ( فرجام خوانده ) مورد تایید قرار گرفته است ، با توجه به محتویات پرونده و ارائه شده و تحقیقات بعمل امده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. دادنامه فرجام خواسته با عنایت به جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه و اسباب توجیهی منعکس در دادنامه معترض عنه خصوصا مفاد نکاحنامه عادی مورخ ۱۳۹۹/۴/۵ که از طرف خواهان به پیوست دادخواست ارائه گردیده و بالصراحه مطلقه بودن زوجه در ان انعکاس یافته است.که افاده بر اطلاع زوج از مطلقه بودن زوجه و سابقه ازدواج او دارد. و اینکه زوج فرجام خواه در اظهارات خود به صحت امضای خود در ذیل نکاحنامه مرقوم اقرار دارد. و در دعاوی سابق مطروحه بین زوجین با موضوع مهریه و الزام به ثبت واقعه نکاح هم همین نکاحنامه مستند دعوی قرار گرفته و با احراز اصالت ان حکم به نفع زوجه صادر گردیده است. و توجها به اظهارات گواهان تعرفه شده از ناحیه طرفین و لحاظ دیگر قرائن و امارات موجود در پرونده در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی باشد. ، لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. رییس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.