تجویز اعاده دادرسی به استناد گواهی یک گواه
خلاصهٔ رأی
صرف اظهارات یک گواه بعد از قطعیت حکم،از موجبات تجویز اعاده دادرسی نیست.
متن کامل
رأی خلاصه جریان پرونده آقای ع.ر. ق. به اتهام خیانت در امانت نسبت به دو فقره چک بر اساس دادنامه شماره 920815 –۱۳۹2/8/30 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی شاهرود به تحمل 15 ماه حبس محکوم شده است و بر اساس دادنامه شماره 921008 – ۱۳۹2/12/25 شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان دادنامه صادره مورد تأیید قرار گرفته است محکومعلیه با تقدیم درخواستی به دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی نموده بود که درخواست مزبور به شعبه چهلم ارجاع شده بود و این شعبه با صدور دادنامه شماره 930275 – ۱۳۹3/7/27 با تقاضای اعاده دادرسی موافقت نموده، پرونده در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان به عنوان شعبه همعرض مطرح میگردد و این شعبه با صدور دادنامه شماره 931136 – ۱۳۹3/11/13 با این استدلال که اظهارات شاهدی که مطالب وی مبنای پذیرش اعاده دادرسی قرار گرفته است اولاً موضوع معقولی نبوده است و ثانیاً در حدی نیست که قادر به مقابله با دیگر ادله اثباتی در پرونده باشد بنابراین درخواست اعاده دادرسی را وارد ندانسته و آن را رد نموده است. محکومعلیه مجدداً با تقدیم درخواستی به دیوان عالی کشور که به این شعبه ارجاع شده است تقاضای اعاده دادرسی نموده است. در این درخواست پس از شرح ماوقع پرونده اولاً مستنداً به اظهارات رسمی خانم ز. ا. در تاریخ ۱۳۹3/12/14 مدعی شده است که دو فقره چک مورد ادعای شاکیه دیده است که پس از تکمیل متن آنها توسط خانم ر. ع. (شاکیه پرونده) عیناً جهت تحویل به دفتر پستی به خانم ک. ارائه نموده است و حاضر است در محکمه صالح قضایی حضور یافته و در بیان جزئیات اقدام نماید و این را به عنوان مدرک جدید به دادگاه ارائه نموده است متعاقباً به تفصیل ادلهای که مبتنی بر محکومیت خود وی در رأی دادگاه بدوی و تجدیدنظر به آنها اشاره شده است را مخدوش دانسته است و ادعا نموده است که مطالبی که بر اساس آنها حکم محکومیت وی صادر شده است واهی و غیرقابل پذیرش بودهاند. و از این جهات درخواست اعاده دادرسی نموده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته وفق موازین قانونی مورد تقاضا است. در خصوص دادنامه شماره 921008 – ۱۳۹2/12/25 مشاوره نموده چنین رأی میدهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور اولاً عمده مطالبی که به عنوان تقاضای اعادهدادرسی مطرح شده است ذکر دفاعیات ماهیتی است که قبلاً در مراحل مختلف دادرسی مطرح شده است و در مقطع اعاده دادرسی موجبی برای ورود به این موضوعات وجود ندارد ثانیاً : اظهارات یک گواه پس از قطعیت حکم صادره در حدی نیست که بتوان به استناد آن درخواست اعادهدادرسی را پذیرفت و از طرفی اگر بنا باشد که پس از قطعیت رأی صادره در هر بار با استناد اظهارات یک نفر درخواست اعادهدادرسی را پذیرفت در این صورت جریان دادرسی هیچ وقت به اتمام نخواهد رسید و ثالثاً : چون تقاضای محکومعلیه منطبق با هیچ یک از بندهای مختلف ماده 272 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نمیباشد مورد پذیرش قرار نمیگیرد و رد میگردد. شعبه 40 دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون علی اکبری - محمد بارانی