تاثیر اقرارنامه شاکی در تجویز اعاده دادرسی

خلاصهٔ رأی

اقرارنامه شاکی مبنی بر عدم صحت شکایت، از موارد تجویز اعاده دادرسی است.

متن کامل

رأی خلاصه جریان پرونده به دلالت دادنامه شماره 500912- 93/7/26 شعبه 103 دادگاه جزایی شهرستان س.، آقای ع.الف.، به اتهام آدم ربایی و ربودن پسر بچه سیزده ساله بنام الف.س. موضوع شکایت اولیه آقای ح.س. تحت پیگرد قرار گرفته و با توجه به شکایت اولیه جد پدری ولی قهری و اظهارات بی شائبه مجنی علیه و تشریح نحوه ربایش که با اغفال، اقدام به ربودن وی و نگهداری چهار شبانه روز در منزل خود و خرج نمودن مبلغ هفده میلیون ریال از وجوه نقد متعلق به پسر بچه نموده - گزارش مأمورین انتظامی و جلب متهم با شناسایی پسر بچه و اقرار صریح و مقرون به واقع متهم در جلسه دادگاه و سایر قرائن و امارات موجود، بزهکار شناخته و صرفنظر از اعلام رضایت ولی قهری، مستند به ماده621 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و فقد سابقه کیفری، به تحمل ده سال حبس تعزیری محکوم شده که شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان با توجه به جلب رضایت شاکی اولیه و اجازه حاصل از تبصره 2 ذیل ماده22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و مادتین 37-38 قانون مجازات اسلامی، حبس وی را به چهار سال و شش ماه تقلیل و تخفیف داده و با این ارفاق، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید و قطعی نموده است. اینک آقای دادستان عمومی و انقلاب شهرستان س. اجمالاً با پرداختن به ماهیت پرونده و تنظیم گردشکار و تبیین اظهارات محکوم علیه و شاکی اولیه و رضایت بدون قید و شرط وی و اینکه هیچگونه تحقیقی در مورد ربودن به عنف یا به حیله از مجنی علیه نشده و تحقیقی د رمورد نحوه اقامت او در منزل متهم بعمل نیامده و از فروشنده دوچرخه نیز تحقیق نشده و حسب اظهارات جد پدری مجنی علیه، هیچگونه آدم ربایی صورت نگرفته، مستند به بند ج ماده474 و بند پ ماده475 قانون آئین دادرسی کیفری تقاضای اعاده دادرسی نموده و پرونده بعد از ثبت کلاسه دفتر کل به این شعبه ارجاع با تهیه گزارش د ر دستور کار قرار گرفته است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید مصطفی قائم مقامی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ولی بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر پذیرش درخواست اعاده دادرسی در خصوص دادنامه شماره 501434- 93/10/21 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده به اکثریت چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور با عنایت به محتویات پرونده و اشکالات و ابهامات موجود در رسیدگی و تحقیقات انجام یافته که تحقق بزه آدم ربایی را با شبهه جدی مواجه ساخته، بویژه اظهارات جد پدری مجنی علیه بعد از قطعیت دادنامه برابر سند رسمی شماره 19575- 94/10/12 که تصریح نموده نه تنها هیچگونه آدم ربایی صورت نگرفته، بلکه شکایت او فقط برای رفع اختلاف مالی بوده، مورد تقاضا با بند ج ماده474 قانون آئین دادرسی کیفری منطبق تشخیص و مستند به ماده476 همین قانون ضمن قبول درخواست و تجویز اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده حکم قطعی محول و ارجاع می گردد. شعبه سی و هشتم دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون سید مصطفی قائم مقامی - سید اسمعیل محمدی