انصراف داور معیّن از داوری
خلاصهٔ رأی
انصراف یا عدم توانایی داور معین از داوری موجب منتفی شدن داوری می شود و برای داوری فرد دیگر توافق مجدد لازم است.
متن کامل
رأی دادگاه بدوی دعوی آقای (ح. ر.) فرزند (ع.) با وکالت (ع. ب.) به طرفیت خواندگان 1- (ح. ک.) فرزند (م.) 2- (س. م.) فرزند (س. م.) خوانده ردیف دوم با وکالت (ع. الف.) به خواسته ابطال رأی داوری و مطالبه خسارت دادرسی میباشد بدین شرح که وکیل خواهان اظهار نموده است که رأی داوری صادره از ناحیه آقای (ر. ع.) که از ناحیه شعبه 155 ابلاغ شده است، قابل ابطال است؛ زیرا طبق بند 6 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی، رأی داور باید به وسیله کسانی صادر شود که مجاز به صدور رأی باشند و از سوی طرفین به عنوان داور مرضیالطرفین تعیین شده باشند و یا از طریق دادگاه در حالیکه طبق بند 8 قسمت (الف) ماده 6 قرارداد شماره 13401-20/1/86 در صورت بروز اختلاف بین طرفین به استثنای موضوع بند2 فراز الف ماده 6 مشاور املاک به عنوان داور تعیین شده است و آقای (ح. ک.) به عنوان مدیر املاک با امضای ذیل قرارداد به عنوان مدیر و هم به عنوان داور قبول داوری نموده است و با عنایت به اختلافات حاصله اقدام به تأمین دلیل شماره 89/663/260 در شورای حل اختلاف منطقه14 نموده که علیرغم پذیرش تأمین دلیل صورت گرفته توسط خواهان و شریک وی، متأسفانه طرف قرارداد آقای (س. م.) از قبول آن امتناع و در نهایت داور مرضیالطرفین ضمن اقرار به قبول داوری در اظهارنامه شماره 989-5/5/90 در تاریخ 11/5/1390 ابلاغ گردیده است از داوری به طور ضمنی استعفاء و اظهار نموده قادر به داوری نمیباشد که در نهایت بدون توافق شخصی به نام (ر. ع.) به درخواست آقای (ف.) نامبرده طی نامه مورخه30/7/90 خود را داور مرضیالطرفین معرفی و درخصوص موضوع قرارداد اقدام به انشای رأی و مردود شناختن نظریه مدیر املاک در بند یک نظریه داوری نموده است در حالیکه نه داور تعیین شده طبق قانون انتخاب شده و نه نظر وی میتواند مستند قرار گیرد،[زیرا] چنانچه وی نماینده بنگاه املاک110 میباشد باید سمت خویش را به دادگاه ارائه می-نمود در حالیکه طبق دادخواست تقدیمی شغل داور آزاد است و مشاور یا مدیر املاک110 نیست و از طرفی داور باید بر اساس تراضی طرفین داوری نماید، داور باید بر اساس بند2 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به مطالبی که به داوری ارجاع شده است اظهارنظر نمایند که داور خارج از حدود مفاد داوری اظهارنظر نموده است و بدین شرح خواستار صدور حکم بر ابطال رأی داور شده است وکیل خوانده ردیف دوم اظهار نموده است طبق توافق داوری مندرج در قرارداد استنادی، واحد صنفی مشاور املاک110 به عنوان داور و حکم مرضی-الطرفین تعیین شده بنابراین بدواً شخص خاصی یا فرد حقیقی مورد توافق واقع نشده از طرفی دیگر آقای (ح.ک.) مدیریت مشاور املاک خود نیز خوانده طرف داوری قرار گرفته است و علیالاصول خوانده دعوی داوری نمیتواند علیه خود مبادرت به رسیدگی و داوری عادلانه داشته باشد، ثالثاً؛ موضوع اختلاف ارجاع شده صرفاً راجع به تعلق انبارها و پارکینگها جهت انجام امورات ثبتی بوده است نه اینکه درخصوص تأمین دلیل استنادی خواهان راجع به کیفیت مصالح و خسارات وارده احتمالی، لذا از این حیث موضوع دعوی با مستندات ابرازی خواهان مباینتی فاحش دارد و از طرفی مشاور املاک، امر داوری را که یک امر تخصصی است به مشاور حقوقی آقای (ر. ع.) واگذار نموده است و داور بدواً به صلاحیت خویش سپس انشای رأی نموده است و ایرادات مطروحه به داور را وارد ندانسته و خواستار رد دعوی مطروحه شده است با توجه به اینکه داور مرضی الطرفین املاک110 اعلام شده است ملاک عمل نسبت به مدیریت املاک است نه اشخاص ثالث یا افرادی که در آن املاک مشغول به فعالیت می باشند و از طرفی داور صرفأ به موضوعی که به آن محول شده است می تواند اظهارنظر نماید و خروج از موارد داوری قابلیت پذیرش ندارد فلذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد و ثابت تشخیص و به استناد بند6 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به ابطال رأی داوری مورد خواسته صادر و اعلام میگردد . رأی صادره حضوری است و ظرف بیست روز پس از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 150 دادگاه عمومی حقوقی تهران - شریفی رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی آقای (س. م.) به طرفیت آقای (ح. ر.) با وکالت آقای (ع. ب.) نسبت به دادنامه شماره 719 مورخه 23/11/90 صادره از شعبه 150 دادگاه عمومی تهران که متضمن اجابت دعوی تجدیدنظرخوانده به خواسته ابطال رأی داوری 20/8/90 موضوع قرارداد 20/1/86 میباشد، وارد نبوده و رأی خالی از ایراد مؤثّر و موافق با موازین قانونی انشاء گردیده است، زیرا محتویات پرونده دلالت بر تراضی طرفین به داوری شخص بهنام (ح. ک.) دارد و استعفای وی و یا عدم توانایی در صدور رأی در صورت عدم تراضی به داوری دیگر موضوع داوری را منتفی خواهد کرد و دلیلی که حکایت از تراضی به داوری آقای (ر.ع.) داشته باشد وجود ندارد بنابه مراتب اعتراض بلا وجه بوده و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، با رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید مینماید. این رأی قطعی است. رئیس شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه عشقعلی - جمشیدی