افترا ناشی از طرح شکایت
خلاصهٔ رأی
طرح شکایت در محاکم کیفری، زمانی مصداق بزه افترا است که از نفس شکایت معلوم شود مقصود شاکی، اظهار دروغ، برای اضرار به مشتکی عنه می باشد.
متن کامل
رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام آقای ن.ح. 49 ساله، دایر بر افترا دادگاه با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات معموله انجامشده، کیفرخواست صادره دادسرای عمومی و انقلاب حوزه قضایی ت.، شکایت شاکی آقای م.ن. به وکالت از آقای ب.و.، موادی گواهی گواه و توجه به دفاعیات غیر مؤثر متهم و وکیل ایشان آقای ع.ص. و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده، بزه انتسابی را محرز و مسلم تشخیص و با استناد به ماده697 از قانون مجازات اسلامی متهم را به تحمل یک سال حبس تعزیری و سی ضربه شلاق تعزیری محکوم و اعلام مینماید. رأی صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران میباشد. دادرس شعبه 1046 دادگاه عمومی تهران - شعبانی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ن.ح. نسبت به مفاد دادنامه شماره 00835- 1393/11/21 شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی ت. که متعاقب اعلام شکایت آقای ب. و. با وکالت وکیل محترم دادگستری آقای م. ن. و به اتهام افترا به تحمل یک سال حبس تعزیری و سی ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است، هیئت دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی با اشاره به طرح و تشکیل پروندههای متعدد فیمابین مشارالیهم که عمدتاً منشأ هریک اختلافات مالی میباشد و تصریح به اینکه افترا به تظلمها و شکایتها وقتی صدق میکند که از نفس شکایت معلوم شود، مقصود شاکی اظهار دروغ برای اضرار به مشتکیعنه بوده است. بنابراین اگر شاکی در مقام احقاق حق و رفع ظلم از خود علیه کسی شکایت کند و عملی یا امری را که قانوناً جرم است صریحاً به او نسبت دهد، لکن نتواند صحت این اسناد را به اثبات برساند، بهعنوان مفتری قابلتعقیب و مجازات نیست (نظریه شماره 7/3849 مورخ 1394/06/26 اداره حقوقی قوه قضائیه) که درمانحن فیه نیز اینگونه است. بنابراین دادگاه ارتکاب بزه انتسابی به وی را احراز ننموده است و با استناد به بند 1 قسمت ب ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری و بند الف ماده 177 همان قانون و اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن نقض دادنامه معترضعنه حکم بر برائت تجدیدنظرخواه صادر و اعلام میدارد. رأی صادره قطعی است . شعبه 58 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار سید محمد موسوی پور - نوراله خیر آبادی