وکیلی منبع کلانی را به عنوان حق الوکاله تعیین و شرط می
اداره کل حقوقی قوه قضاییه — 1401/09/27
استعلام
وکیلی منبع کلانی را به عنوان حق الوکاله تعیین و شرط می کند که موکل حق مصالحه و اعلام رضایت و عزل وی ندارد والا وکیل مستحق حق الوکاله است. پس از طرح دعوا و بدون دخالت وکیل برای مصالحه، موکل با طرف مقابل صل ح می کند و پرونده مختومه می شود. در صورت طرح دعوا از سوی وکیل برای مطالبه حق الوک اله، آیا شرط یادشده از لحاظ شرعی و قانونی صحیح است؟ از آ نجا که تلاش در جهت مصالحه از تکالیف وکلا است، آیا درج این شروط که به نوعی مانع تراشی برای تحقق سازش و مصالحه است، شرط خلاف نظم عمومی و یا اخلاق حسنه است؟ آیا به استناد قاعده » نهی از غرر « و ایجاد خطر برای مسلمین )محدود شدن مصالحه در دعاوی( می توان شرط را نامشروع دانست؟
نظریهٔ مشورتی
اولاً، به موجب ماده 31 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356 ، وکلای دادگستری باید در دعاوی حقوقی و یا در دعاوی جزایی که با گذشت شاکی تعقیب قانونی آن موقوف می شود، قبل از اقامه دعوا سعی نمایند بین طرفین دعوا سازش دهند و انجام این وظیفه را در دادخواست و یا ضمن دفاع تصریح نمایند. همچنین بعد از طرح دعوا و در جریان رسیدگی نیز مساعی خود را در ای ن زمینه معمول دارند؛ بنابراین در فرض سوال، شرط وکیل دادگستری با موکل مبنی بر این که موکل حق مصالحه و سازش نسبت به موضوع دعوا ندارد، خلاف مقرره آمره یادشده و باطل است. ثانیاً، شرط وکیل و موکل مبنی بر این که در فرض تحقق مصالحه نیز وکیل استحقاق دریافت تمام حق الوکاله را دارد، فاقد ایراد قانونی به نظر می رسد. در واقع مطابق ماده 2 آیین نامه تعرفه حق الوکاله، حق المشاوره و هزینه سفر وکلای دادگستری مصوب 28/12/1398 رئیس قوه قضاییه قرارداد حق الوکاله بین وکیل و موکل معتبر است و وفق ماده 23 آیین نامه یادشده: ...» حق الوکاله دعاوی که در دادگاه یا خارج از دادگاه به صلح ختم می شود و نیز در خصوص مطلق دعاوی خانواده در مواردی که به صلح و سازش ختم شود، به میزان حق الوکاله کل دعوا است. « دکتر احمد محمدی باردئی مدیر کل حقوقی قوه قضاییه